انا لله و انا الیه الراجعون

 

با کمال تاسف بدینوسیله در گذشت عموی عزیزم مرحوم مغفور حاج غلامرضا مقدس

را باطلاع دوستان وآشنایان میرساند



تاريخ : پنجشنبه پنجم تیر 1393 | 19:41 | نویسنده : sadegh moghadas |

        تصویر خوزه موخیکا رئیس جمهور سابق اروگوئه

فقیرترین رئیس جمهور جهان که ماهیانه 90% از حقوق خود را می بخشد

در حالی که بسیاری از رهبران کشورهای جهان از فاش کردن حقوق ماهیانه خود ،

خودداری می کنند ، خوزه موخیکا رئیس جمهور سابق اروگوئه نه تنها مبلغ دستمزد خود

را فاش کرد بلکه اعلام کرد ماهیانه 90 درصد از دستمزد خود را به موسسه های

خیریه ، اهدا می کند.

وی به همین دلیل لقب فقیرترین و در عین حال بخشنده ترین رئيس جمهور جهان گرفت.

به گزارش روزنامه اماراتی البیان خوزه موخیکا که اکنون 76 سال سن دارد با همسر

خود لوسیا توپولانسكی که عضو سابق مجلس سنای این کشور بود از سال 2010 در

یک روستا زندگی می کند.

لوسیا نیز مانند همسرش خوزه موخیکا 90 درصد حقوق ماهیانه خود را از طریق

موسسه های خیریه به محرومان و نیازمندان اهدا می کند.

خوزه در مصاحبه با روزنامه "ال موندو" اعلام کرد حقوق ماهیانه او 12 هزار و

پانصد دلار است که 11 هزار و دویست و پنجاه دولار آن را اهدا می کند و تنها با

هزار و دویست و پنجاه دلار زندگی خود را می گذراند.

به گفته روزنامه "ال موندو" گرانترین چیزی که خوزه در اختیار دارد خودروی فولکس

واگن مدل بیتل است که قیمت آن در بازار آن کشور تنها 1945 دلار است.

رئیس جمهور سابق اروگوئه می گوید مبلغی که برای او باقی می ماند برای یک زندگی

مناسب و شرافتمندانه کافی است بویژه اینکه تعداد زیادی از مردم کشورم با دستمزدی

کمتراز این زندگی می کنند.

در همین حال "یاهونیوز" در گزارشی از خوزه به عنوان فقیرترین و در عین حال

بخشنده ترین رئیس جمهور جهان یاد کرده است.

در گزارش یاهونیوز آمده است خوزه بدهی بانکی ندارد و از زندگی خود لذت می برد.

او پیش از پایان دوره ریاست جمهوریش گفته بود ، آرزو می کند که کشورش در صلح و

آرامش بسر ببرد. وی گفته بود با پایان دوره ریاست جمهوریش به روستا خواهد رفت و

با همسرش در آنجا زندگی آرامی ار خواهد گذراند.

خوزه می گوید:" بهترین الگو برای یک رهبر نمونه این است که اول خود به انجام

امور خیریه مبادرت کند تا دیگران با مشاهده او عملی کردن آن کار خیر را آسان

بیابند."

گفتنی است که سازمان شفافیت بین المللی وابسته به سازمان ملل در گزارش خود در

مورد فساد اداری در آمریکای لاتین نوشته بود که کشور اروگوئه در دوران خوزه به

پایین ترین سطح فساد اداری و مالی در تاریخ خود رسیده بود.



تاريخ : شنبه سی و یکم خرداد 1393 | 14:37 | نویسنده : sadegh moghadas |

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

بی تو ای آرام جان، یا ساختم یا سوختم

پای تا سر ناز من، ای شمع بزم افروز غیر

بی تو چون شمع سحرگاهی، سراپا سوختم

آتشم بر جان و بر لب خنده بود از شرم غیر

بی تو ای گل، گاه پنهان، گاه پیدا سوختم

سرد مهری بین که کس بر آتشم آبی نزد

گرچه همچون شمع از گرمی به هرجا سوختم

دیگران از آتش سوزان گریزانند و من

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

سوختم اما نه چون شمع طرب دربین جمع

لاله ام، کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم

سوختم از آتش دل در میان موج اشک

شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم

شمع و گل هم هرکدام از شعله ای در آتشند

در میان پاکبازان، من نه تنها سوختم

جان پاک من "رهی" خورشید عالمتاب بود

رفتم و از ماتم خود، عالمی را سوختم


برچسب‌ها: شعر, آتش دل, رهی معیری, خلوت دل, محمد صادق مقدس

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 | 1:40 | نویسنده : sadegh moghadas |

 

   

 

عید مبارک

 

به نام خدا

مدعیان فهم سیاسی ، دلواپسان جیب خود و آخرت مردم و همه خوانندگان عزیز

بیائیم قدری فراتر از پیش پای خود را ببینیم ، اگر خودمان دارای بینش و فرا نگری

لازم نیستیم ، اگر دارای روابط تاثیر گذار نیستیم ، اگر باور داریم که نیاز به ریشه داریم

و ریشه ما وطن ماست

عقده ها و نخوتها و کینه ها را کنار بگذاریم و کار را به کاردان بسپاریم تا بیش از این

آسیب به ملت و مملکت خود نزنیم و سایر ملل و ممالک را نیز از گزند وحوش مصون

داریم .

چند سالی است که عده ای منفعت طلب و تعدادی نادان و شاید برخی از افراد مغرض یا

مامور تمام وجهه همت خود را در جهت تخریب و حذف شخصیتی بزرگ ، سیاستمداری

با کیاست ، کیض و وجیه المله با سابقه ای درخشان یعنی جناب آقای هاشمی رفسنجانی

بکار گرفته اند و این خبط و خطای بزرگ بخصوص پس از ظهور پدیده نامیمون احمدی

نژاد  شدت گرفت .  

و متاسفانه بعضی از مردم ناآگاه تحت تاثیر مغرضان با آنان همصدا گردیدند و خسارات

فراوانی به منافع ملی وارد آوردند.

یکی از ویژگی هایی که آیت الله هاشمی داراست روابط حسنه با سیاسیون و رهبران دنیا

و خصوصا ملک عبداله است

که البته این امتیاز ، توسط مغرضان و نادانان ، به بهانه ای و چماقی برای تخریب

شخصیت ایشان بدل گردید.

اما غرض نگارنده از پرداختن به این موضوع توجه بیشتر مخاطبان به عوارض سنگین

برخوردهای ناصواب با شخصیتهای ملی و تاثیر گذار در عرصه ملی و بین المللی است

و حمله گروه داعش به عراق ، بهانه ای برای آن .

از مدتها پیش برخی از دولتمردان و دلسوزان بر ضرورت تسریع و تجدید روابط آقای

هاشمی با ملک عبداله اصرار میورزیدند

و علت آن هم ظهور و بروز و قدرت گرفتن غده های سرطانی چون داعش و النصره

و...  و لزوم کنترل آنها از خاستگاه شان (عربستان سعودی) بود .

اما بیماران و دهان گشادانی که شعورشان شکمشان است و اگر خوشبینانه به آنان بنگریم

تنها مصلحتشان جیبشان ، چنان ناجوانمردانه هر دهانی را که به صحبت در این

خصوص باز میشد خرد میکردند که حتی وزیر خارجه ما ،  دعوت همتای سعودی خود

را رد کرد .

هر چه شکاف بین دو دولت ایران و عربستان بیشتر شود ، کمیت و کیفیت گروه های

تکفیری تقویت  و حوزه فعالیتشان گسترده تر میگردد .

لذا بنظر میرسد عقلای قوم باید از جناب هاشمی بخواهند تا هرچه سریعتر و تا ملک

عبداله زنده است نسبت به احیا روابط فیما بین و جراحی دمل چرکین وهابیت از پیکره

اسلام اقدام نمایند تا بیش از این شاهد زایش و توحش فرق و گروه های تروریستی به نام

ترویج اسلام نباشیم

به امید آن روز

محمد مقدس


برچسب‌ها: آیت الله هاشمی رفسنجانی, داعش, ملک عبداله, خلوت دل, مقدس

تاريخ : جمعه بیست و سوم خرداد 1393 | 1:16 | نویسنده : sadegh moghadas |

             

پریروز یکمین سالگرد ارتحال مرحوم آیةالله طاهری بود

مراسم در گلستان شهدا اصفهان برگزار شد . بنده هم توفیق شامل حالم شد تا علاوه بر

شرکت در مراسم فوق الذکر تجدید خاطره ای با دوستان شهید کنم .

علاوه بر آن تجدید دیداری با تعدادی از دوستانی که کمتر فرصت ملاقات یکدیگر را

پیدا میکنیم ،داشتم

مرحوم ایشان افزون بر نقشی که در شاکله سیاسی کشور داشتند ، در زمان جنگ وقت

زیادی را در جبهه ها با رزمندگان میگذراندند .

( خاطرات زیادی از ایشان در آن ایام دارم )

در این سالهای اخیر هم یکی از پشتوانه های اصلی اصلاحات در کشور بودند .

خدایش بیامرزاد

 توفیق داشتم این سالهای آخر هر از گاهی به عیادتشان میرفتم

 

مزار آیت الل طاهری همراه با حجةالاسلام محمد حسن طاهری فرزند آن مرحوم 


برچسب‌ها: آیةالله طاهری, جبهه, شهدا, مقدس, خلوت دل

تاريخ : جمعه شانزدهم خرداد 1393 | 0:57 | نویسنده : sadegh moghadas |

بسمه تعالی

هیچ شده از حجم زیاد حرفهای تلمبار شده در دلتان در حال انفجار باشید

انسان دست و پا بسته ی لالی را در در نظر بگیرید که عقربی بر بدنش در حال حرکت

است ولی زبان و توان گفتن و فریاد زدنش نیست

یا بیماری درد ناکی از درون بشدت او را می آزارد ولی قادر به بیانش نیست

این حال من است و دلیل غیبت این مدتم

میگویید تو که زبان داری . آری ولی زبان گشودن هنر هر کس نیست

و بنده از بی هنرانم

اصولا از خود گفتن برایم سخت است

موضوعات اجتماعی هم آنقدر آزار دهنده است که انسان را از پرداختن به موارد دیگر

باز میدارد ، ولی در این باب نوشتن دستانی توانا لازم دارد (که من از آن محرومم ).

تا اگر به سوژه ای پرداختیم از زوایای مختلف آن را مورد مداقه قرار دهیم که از مسیر

عدل و انصاف خارج نشویم

لذا سعیم بر ورود با  احتیاط به اینگونه موارد بوده و هست 

مدتی خود را در خلوت تنها گذاردم و علیرغم وساوس درونی تا این لحظه  به وبلاگم

مراجعه نکردم  تا قدر دوستانم و حضورشان را بیشتر بدانم .

لذا از آندسته از عزیزانی که با پیامهای خودشان ابراز لطف نموده اند و جویای حالم بوده

و بنده تا اکنون از آنبی اطلاع بودم و طبعا بی پاسخ مانده اند تشکر و عذر خواهی

میکنم .


برچسب‌ها: تشکر, مقدس, خلوت دل

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 | 23:14 | نویسنده : sadegh moghadas |

تا صورت پیوند جهان بود، على بود **************** تا نقش زمین بود و زمان بود، على بود 
شاهى كه ولى بود و وصى بود، على بود *************** سلطان سخا و كرم و جود، على بود 
هم آدم و هم شیث و هم ادریس و هم الیاس ************* هم صالح پیغمبر و داوود، على بود 
هم موسى و هم عیسى و هم خضر و هم ایوب **** هم یوسف و هم یونس و هم هود، على بود 
مسجود ملائك كه شد آدم ز على شد ****************** آدم كه یكى قبله و مسجود، على بود 
آن عارف سجاد كه خاك درش از قدر ***************** بر كنگرهى عرش بیفزود، على بود 
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن *************** هم عابد و هم معبد و معبود، على بود 
آن لحمك لحمى بشنو تا كه بدانى ******************** آن یار كه او نفس نبى بود، على بود 
موسى و عصا و یدبیضا و نبوت ****************** در مصر به فرعون كه بنمود، على بود 
چندانكه در آفاق نظر كردم و دیدم ***************** از روى یقین در همه موجود، على بود 
خاتم كه در انگشت سلیمان نبى بود **************** آن نور خدایى كه بر او بود، على بود 
آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج ******************* با احمد مختار یكى بود، على بود 
آن قلعهگشایى كه در قلعه خیبر ******************* بركند به یك حمله و بگشود، على بود 
آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام ******************* تا كار نشد راست نیاسود، على بود 
آن شیر دلاور كه براى طمع نفس *******************بر خوان جهان پنجه نیالود، على بود 

این كفر نباشد سخن كفر نه این است ************** تا هست، على باشد و تا بود، على بود

                                                                              ادامه مطلب را مطالعه فرمائید


برچسب‌ها: جلال الدین محمد بلخى, مولوى, فاتح قلعه خیبر, سیزده رجب, خلوت دل

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 | 15:6 | نویسنده : sadegh moghadas |

دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست

 

گرش تو یار نباشی جهان به کارش نیست

 

چنان ز لذت دریا پر است کشتی ما 

که بیم ورطه و اندیشه ی کنارش نیست

 

کسی به سان صدف وا کند دهان نیاز

که نازنین گوهری چون تو در کنارش نیست

 

خیال دوست گل افشان اشک من دیده ست 

هزار شکر که این دیده شرمسارش نیست

 

نه من ز حلقه ی دیوانگان عشقم و بس 

کدام سلسله دیدی که بی قرارش نیست

 

سوار من که ازل تا ابد گذرگه اوست 

سری نماند که بر خاک رهگذارش نیست

 

ز تشنه کامی خود آب می خورد دل من 

کویر سوخته جان منت بهارش نیست

 

عروس طبع من ای سایه هر چه دل ببرد 

هنوز دلبری شعر شهریارش نیست


برچسب‌ها: خلوت دل, هوشنگ ابتهاج, سایه_شعر, مقدس

تاريخ : جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 | 22:36 | نویسنده : sadegh moghadas |

رضا سگه(!) یه لات بود تو مشهد.

هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!!

یه روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا(!) و غذا خوردن که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“ داره تعقیبش می کنه.

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت: ”فکر کردی خیلی مردی؟!“

رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!

چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!

به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه......!

مدتی بعد....

شهید چمران تو اتاق نشسته بود که یه دفعه دید داره صدای دعوا میاد....!

چند لحظه بعد با دستبند، رضارو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن: ”این کیه آوردی جبهه؟!“

رضا شروع کرد به فحش دادن. (فحشای رکیک!) اما چمران مشغول نوشتن بود!

وقتی دید چمران توجه نمی کنه، یه دفعه سرش داد زد:

آهای کچل با تو ام.....! “

یکدفعه شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد و گفت: ”بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟

رضا گفت: داشتم می رفتم بیرون که سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد!!!!

چمران: ”آقا رضا چی میکشی؟!! برید براش بخرید و بیارید.....!“

چمران و آقا رضا تنها تو سنگر.....

رضا به چمران گفت: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کِشیده ای، چیزی؟!!

شهید چمران: چرا؟!

رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده....!

تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه.....

شهید چمران: اشتباه فکر می کنی.....! یکی اون بالاست که هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده!

هِی آبرو بهم میده.....

تو هم یکیو داشتی که هِی بهش بدی می کردی ولی اون بهت خوبی می کرده.....!

منم با خودم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده و منم بهش بگم بله عزیزم.....! تا یکمی منم مثل اون (خدا) بشم …!

رضا جا خورد!....

..... رفت و تو سنگر نشست.

آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمی رفت، زار زار گریه می کرد!

تو گریه هاش می گفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟؟؟؟

اذان شد.

رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت.

..... سر نماز، موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!

وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد. پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد.....

رضارو خدا واسه خودش جدا کرد......! (فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش)

یه توبه و نما ز واقعی........


خاطرات شهیــد مـُصطفی چمران


برچسب‌ها: رضا سگه, مشهد, چمران, مقدس, خلوت دل

تاريخ : یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 | 8:12 | نویسنده : sadegh moghadas |

یکی از وظایف هر دختر و پسر مسلمان در سن بلوغ این است که اسلام اقلیمی و خانوادگی را به اسلام شناختی و انتخابی تبدیل کند.باید اسلامش اجتهادی باشد و نه تقلیدی.

شهید دکتر بهشتی:
"
اسلام تابعینی مصلحتی:
اگر نهضت اسلام است، مسلمان می‌شود و می‌گوید من مسلمانم؛ أشهَدُ أن لَا إله إلّا الله، أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسولُ الله. شهادتین را می‌گوید، می‌گوید بفرمایید، دیگر چه می‌گویید!؟ اما برای چه می‌گراید؟ این گرایش در حقیقت برای این است که بتواند تابعیت جامعه‌ی اسلام را بپذیرد و از مزایای قدرت حاکم برخوردار شود و بتواند از مزایای تابعیت کشور جدید استفاده کند. آیا در دل چنین کسی ایمان آمده؟ اصلاً آرمان‌های نهضت را و شعارهای واقعی نهضت را می‌شناسد؟ این هیچ چیز نمی‌شناسد. این است که قرآن به پیغمبر می‌گوید به اینان بگو «قُولُوا أَسلَمنَا»؛ بگو من به شما اعلام می‌کنم که حق ندارید بگویید ما ایمان آوردیم. باید بگویید ما در برابر جریان روز تسلیم شدیم. اسلام این‌ها چیست؟ تسلیم شدن است اما تسلیم شدن در برابر قدرت حاکم. به چه منظور؟ به منظور توانمند شدن در استفاده از مواهب این قدرت حاکم.
اسلام اقلیمی و خانوادگی:
مسلمانان «پدر و مادری» و «اقلیمی» که ماها باشیم. چرا شما مسلمانی؟ چون در خانه‌ی پدر و مادر مسلمان به دنیا آمده‌ام. اگر در خانه‌ی پدر و مادر مسیحی به دنیا آمده بودم چه بودم؟ مسیحی بودم. اگر در خانه‌ی پدر و مادر بی دین و مادی به دنیا می‌آمدم چه بودم؟ ملحد و مادی بودم. اگر مسلمان اقلیمی یا مسلمان شناسنامه‌ای، مسلمان زاده شده باشد و در خانه‌ی پدر و مادر مسلمان اگر درست ساخته شده باشد و صحیح تربیت بشود یعنی درست به او برسند و یا خودش به خودش برسد مسلمان راستین می‌شود . و گر نه مسلمانی می‌شود که چون پدر و مادرش مسلمان بودند مسلمان است. من به این‌ها مسلمان‌های عادتی می‌گویم زیرا عادت کرده‌اند مسلمان باشند.
اسلام راستین و انتخابی:
مؤمن، مسلم و اسلام راستین؛ با ایمان و با عمل همراه است. این اسلام شناسنامه‌ای و آن اسلام تابعیتی می‌شد با ایمان همراه نباشد، می‌شد با عمل هم همراه نباشد و ظاهری باشد ولی اسلام راستین با ایمان راستین، ایمان قلبی، با عمل و پایبندیِ راستین همراه است.

یکی از وظایف هر دختر و پسر مسلمان در سن بلوغ این است که اسلام اقلیمی و خانوادگی را به اسلام شناختی و انتخابی تبدیل کند. این یکی از همان چیزهای به نظر جزیی است که از وقتی که در اسلام مورد بی‌مهری و کم توجهی قرار گرفت، جامعه ما را به عقب برد.هر دختر و پسر مسلمان باید در آغاز بلوغ، اسلامش اجتهادی باشد و نه تقلیدی؛یعنی پذیرش اصول ایدئولوژی باید از روی شناخت و انتخاب و اجتهاد و کوشش باشد و اگر این طور نباشد اسلامش ناقص است.اگر گذشتگان ما نکردند آیا ما حاضریم برای بچه های خودمان بکنیم؟حاضریم همت کنیم رفقایی که به اینجا می آیند،اسلام اقلیمی خانوادگی عادتی خودشان را به اسلام انتخابی آگاه تبدیل کنند؟

 

 

سه گونه اسلام،شهید دکتر بهشتی،نشر روزنه

(برای تهیه این کتاب و دیگر کتابهای بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی به نمایشگاه کتاب، شبستان،راهرو 27، غرفه 27 مراجعه فرمایید)

 


برچسب‌ها: اسلام اجتهادی, اسلام تابعیتی, شهید بهشتی, خلوت دل, مقدس

تاريخ : جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393 | 16:56 | نویسنده : sadegh moghadas |

باران، قصيده واري،

- غمناك -

آغاز كرده بود.

***

مي خواند و باز مي خواند،

بغض هزار ساله ي درونش را

انگار مي گشود

اندوه زاست زاري خاموش!

ناگفتني است...

اين همه غم؟!

ناشنيدني است!

***

پرسيدم اين نواي حزين در عزاي كيست؟

گفتند: اگر تو نيز،

از اوج بنگري

خواهي هزار بار از اوج تلخ تر گريست!

 


برچسب‌ها: شعر, اوج, فریدون مشیری, خلوت دل, محمد صادق مقدس

تاريخ : چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 | 13:51 | نویسنده : sadegh moghadas |

                              

میلاد دخت نبی حضرت زهرای مرضیه

و روز زن بر همه زنان و مادران

بویژه دوستان وبلاگی مبارک باد


خود اظهاری نوشت :

بنا بر نقل تواریخ 

امشب قرار است بنده دیده به جهان بگشایم



برچسب‌ها: روز زن, حضرت زهرا, خلوت دل, مقدس

تاريخ : دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 | 1:52 | نویسنده : sadegh moghadas |

مراسم تجلیل ریچارد فرای توسط رئیس جمهور سابق

پروفسور "ریچارد فرای " مستشرق ، ایران شناس و البته جاسوس آمریکایی درگذشت .

او بدلیل علاقه اش به ایران و بویژه اصفهان وصیت کرده است که در این شهر و در حاشیه زاینده رود مدفون گردد.

او فعالیت های زیادی در زمینه ایرانشناسی انجام داد که منجر به  ایجاد کرسی تدریس مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا شد و او به عنوان اولین استاد کرسی مطالعات ایرانی منصوب  شد .

باری منظور از این مقال توجه به نوع برخورد حکومت در مقاطع مختلف با یک موضوع است :

در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و در جشنوارهء فارابی توسط رییس جمهور و حدادعادل رییس کمسیون فرهنگی مجلس از پرفسور فرای تقدیر بعمل آمد و یک باب منزل مسکونی (از خانه های با ارزش تاریخی اصفهان) از طرف دولت به او اهداشد که هیچگونه اعتراضی را شامل نشد .(در حال حاضر بنده از وضعیت منزل مذکور بی اطلاعم)

و اکنون که او درگذشته و وصیت کرده است که در اصفهان به خاک سپرده شود ، فریاد وا اسلامای آقایان بلند شده است

ظاهرا تازه پی به دزد و جاسوس بودن او برده اند .

نگارنده به هیچ روی در مقام دفاع از فرد مذکور و یا چکونگی رفتار با او بر نیامده و صرفا به دنبال پاسخ سوالی که ذهنم را به خود مشغول ساخته است هستم و آن اینکه :

اخلاق در مناسبات و رفتار و گفتار  آقایان خطیب  جمعه وقت و نماینده مجلس که از قضا در هر دو زمان مصدر همین امور بوده اند چه جایگاهی دارد .

متاسفانه از این دست رفتارهای دو و چندگانه بسیار دیده و میبینیم  .

چگونه می توانیم خود را دلسوز ملت و مملکت بدانیم وقتی سرکوب کردن رقیب جناحی خود را به منافع ملی ترجیح داده و در این راه از هیچ کاری فرو گذار نمی کنیم

چطور انتظار داریم مردم به حاکمیت اعتماد و دل به آن بسپارند

چگونه توقع داریم جوانان مان دین باور باشند در حالی که پرچمداران آن به بدیهیات دین پایبند نیستند

و ...

خلاصه ای از زندگی ریچارد فرای در ادامه مطلب


مراسم اهدای سند منزل تاریخی دراصفهان به پروفسور فرای توسط دکتر اسماعیلی معاونت سیاسی وقت استانداری



خانه ی تاریخی اهدا شده به پروفسور فرای


پی نوشت :

بر اساس تحقیقی که انجام دادم علی الظاهر منزل فوق الذکر تحویل فرای نگردیده 

البته منظور این نوشته دو گانگی در برخورد با موضوعات بود


برچسب‌ها: پروفسور ریچارد فرای, اصفهان, ایران شناس, مقدس, خلوت دل

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 2:26 | نویسنده : sadegh moghadas |

احساس می کنم 
روحم در آستانه ی ویرانی ست.

.

.

.

باری
این را پرنده ای می گفت ،
وقتی که در نسیم شناور بود :
"
وقتی که پشت پنجره باشی
بهار هم
مانند روزهای زمستانی ست


برچسب‌ها: بهار, وقتی پشت پنجره باشی, سهیل محمودی, مقدس, خلوت دل

تاريخ : دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 16:14 | نویسنده : sadegh moghadas |

          ای  ماه رخ تو عالم  افروز  بیا             و ای آتش عشق تو جهانسوز بیا
          گفتی که تو را بوسه به نوروز دهم         پیمان  مشکن رسید  نوروز  بیا


بار الها

در این واپسین ساعات سال و در آستانه ورود به سال نو از تو میخواهم :

قصور و تقصیرهایم در بندگیت را بر من بخشوده و زین پس حلاوت تعبد را بچشانیم

راه و رسم زندگی را آنسان که مورد قبول توست نشانم ده

دیدگانم را به افقی که پیش رویم قرار دادی بینا ساز و گامهایم را بسویش استوار

اراده ام را در دست رد زدن به آنچه رضای تو در آن نیست آهنین ساز

از دام توجیه رهایم گردان

بندهای تزویر و ریا از وجودم بگسل

به زیور عمل آراسته ام نما

دل و زبانم را به شکر گذاریت یک صدا گردان

دوستانم را از دوستانت قرار ده

فرزندانم را از دام دنیا برهان و خود را بر ایشان بنما

پدر و مادرم را چون سایبانی بر سرم بدار

عزیزان و خویشانم را در پناه خود قرارشان ده

دوستانم را دوست بدار و مرا در دوستی با ایشان رو سفید

سال نو را بر آنها مبارک گردان و لباس اجابت بر خواهشهایشان بپوشان

ملت و مملکتم را از گزند حوادث و بدخواهان مصون بدار

حاکمان وطنم را از قید دروغ و ریا و نیرنگ رها گردان و مرام علی را در زعامت بر مردم عطایشان کن

و در نهایت مسئولیت انسان بودن را بر همه ما بنما

 

و در آخر

بزرگان ، عزیزان ، دوستان گرامی

در این مدتی که افتخار حضور در محضرتان را داشتم ، اگر چه بصورت مجازی بود ولی آثاری حقیقی بر من گذارد

از شما بسیار آموختم

آموختم که عشق ورزیدن و محبت کردن بعد زمان و مکان ندارد ، به یک جمله میتوان دلی را شاد و امید بدان بخشید

فهمیدم  دلهایی بوسعت دریا وجود دارند هنوز که درد دیگران را درد خود میدانند

آموختم در عین گرفتاری میتوان گره گشا بود

و در یک کلام آموختم که مهرورزی ساده و بی هزینه است فقط کافی است دل بدهی

سپاسگزار همه شما هستم و بهترینها را برایتان آرزو میکنم

 


برچسب‌ها: تبریک سال نو, مهربانی, بندگی, خلوت دل, محمد صادق مقدس

تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 | 13:14 | نویسنده : sadegh moghadas |


همیشه سختیها را جزء لاینفک زندگی دانسته و در برابر آنها سر تسلیم فرو نیاورده ،

 که باستقبالشان هم رفته ام

"نمیشود "برایم مفهومی نداشت ،" نمیتوانم " مسخره ترین واژه ای بود که میشناختم

در برابر هیچ مشکل زندگی ، آنهم یک زندگی توام با فراز و فرود بسیار که گاهی یکی از آن

ناملایمات بعضی را از پای در می آورد ، کمر خم نکردم  در عین حالی که همیشه گامهای

بلندی برداشتم که حتی تصور انجامش برای برخی مشکل است

هر وقت صحبت از کار و سختی بود ،یکی از نزدیکان  مرا به عنوان نمونه مقاومت و صبر

 معرفی و میگفت :جنس فلانی  از فولاد است

حتی در این سالهای پس از آسیب دیدگی بلطف الهی از حرکت باز نایستاده

و کماکان مشغول بکار بوده ام

و با همه دشواریها پابپای افراد سالم بلکه پیشتر گام برداشته و زندگی را اداره کرده ام

زمانی که دچار سانحه شدم ، با توجه باینکه من دائما در حرکت و فعالیت بودم ، اکنون

همه نگران بودند که چگونه باید آسیب وارد شده را بگویند

و از کار افتادگی کامل اندامم را(96% از کار افتادگی) باطلاعم برسانند

مع الوصف مواجهه ام با این موضوع خیلی عادی بود و حتی نتوانست لبخند از لبانم برباید

اما اکنون این فولاد شکننده شده ، اما نه از فشار مشکلات که :

زین همرهان سُست عناصر دلـــم گرفــت           شیـــر خـدا و رستم دستانم آرزوست

و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

 

 پی نوشت:

از دوستان عزیز عذرخواهی می کنم که بسان خروس بی محل در این ایام لب به شکوه گشوده ام

اما تعدادی از دوستان گلایه از حضور کمرنگم داشتند که خواستم عرض کنم درگیریهای ذهنی

و مآلا عدم تمرکز لازم برای نوشتن موجب کم توفیقی ام شده است

نگارش این سطور را بهانه ای برای عرض ادب قرار داده تا از این رهگذر خود را میهمان دعاهایتان نمایم 


برچسب‌ها: فولاد شکسته, خستگی, خلوت دل, مقدس

تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 | 22:44 | نویسنده : sadegh moghadas |

دل غريب من از گردش زمانه گرفت

 به ياد غربت زهرا شبي بهانه گرفت

 

شبانه بغض گلو گير من کنار بقيع

 شکست و ديده ز دل اشک دانه دانه گرفت

 

کنار پنجره‌ها ديدگان پر اشکم

 سراغ مدفن پنهان و بي نشانه گرفت

 

نشان شعله و درد و نواي زهرا را

 توان هنوز ز ديوار و بام خانه گرفت

 

مصيبتي است علي را که پيش چشمانش

 عدو اميد دلش را به تازيانه گرفت

 

چه گفت فاطمه کانگونه با تأثر و غم

 علي مراسم تدفين او شبانه گرفت

 

فراق فاطمه را بوتراب باور کرد

 شبي که چوبه تابوت را به شانه گرفت


برچسب‌ها: شعر, مزار بی نشانه, شاعر افغان سید فضل الله قدسی, خلوت دل, مقدس

تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 | 17:25 | نویسنده : sadegh moghadas |

خبر رسید که قرار است برایم میهمان بیاید ، بعد از حدود23 سال کسی که زمانی تعلق خاطری هم به او داشتم پیغام داده که قصد دیدارم کرده .

اشتیاق توأم با اضطراب وجودم را تسخیر کرده ، اما ظاهرم آرام مینماید .

الان خیلی بهتر و بیشتر مفهوم این شعر مرحوم شهریار را درک میکنم که :                            آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا              بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

   نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی      سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

 

نه آنکه از زندگی با همسر مرحومم نا راضی بوده باشم ، که به جرأت میتوانم بگویم اگر بخواهیم با  شاخصهای متداول جامعه خودمان بسنجیم . همسر من یکی از بهترینها با بالاترین رتبه بود .

اما گاهی قرار گرفتن  در کنار بعضی از افراد میتواند مسیر زندگی  را صد و هشتاد درجه تغییر دهد و آینده مان را کاملا متحول و دگرگون سازد .

او اکنون پس از سالها زندگی زناشوئی ، متارکه و با وجود چند فرزند ، از همسرش جدا شده است . علیرغم  شور و نشاطی که از خود بروز میدهد اما در پس آن ظاهر ، غم و شکستگی لانه کرده است .

از طرفی همسر من  با زندگی وداع  و از دنیا رفت ، سلامت جسمی خودم  از دست رفته  است .

نمیدانم چه باید گفت . باید تقدیرش بنامیم ؟ قسمت بخوانیمش ؟ و یا ...

        حلقه ای بر گردنم افکنده دوست           می کشد هر جا که خاطر خواه اوست

نمیدانم چرا و چگونه سرنوشت آدمها رقم میخورد . درست است که خودمان خیلی از زندگی مان را میسازیم ولی در بسیاری از موارد ریشه آن ، علل و عواملی است که ناخود آگاه ما را به  سمتی سوق میدهد که زیر بنای آینده مان را می سازد.

شاید بتوان گفت بخش قابل توجهی از زندگی ما و آینده مان متأثر از پدر و مادرمان و شیوه برخوردشان با مسائل زندگی است

رفت و آمدها و معاشراتشان ، قهر و آشتیهایشان ، بافت فرهنگی و اجتماعی ، محیط رشد و بالندگی و ... همه  اینها عواملی است اثر گذار در شکل گیری زندگی آینده ما ، که مشخصا خواستگاه آن خانواده است .

ما بکوشیم تا شالوده زندگی آینده فرزندانمان را درست ایجاد کنیم .



پی نوشت :

 باطلاع دوستان میرساند که این تنها یک تجدید دیدار بود و نوشتن درباره اش بهانه ای برای بیان حرف دل و عقایدم بود نه بیشتر


برچسب‌ها: بنیان خانواده, آینده فرزندان, تقدیر, خلوت دل, محمد صادق مقدس

تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 19:10 | نویسنده : sadegh moghadas |

به مناسبت سالگرد تولد امیر هوشنگ ابتهاج متخلص به ه.الف سایه شاعر و موسیقی پژوه


       مهی که مزد وفای مرا جفا دانست

                                     دلم هر آنچه جفا دید ازو وفا دانست

       روان شو از دل خونینم ای سرشک نهان 

                                   چرا که آن گل خندان چنین روا دانست

       صفای خاطر آیینه دار ما را باش

                                   که هر چه دید غبار غمش صفا دانست

       گرم وصال نبخشند خوشدلم به خیال

                               که دل به درد تو خو کرد و این دوا دانست

       تو غنچه بودی و بلبل خموش غیرت عشق

                                   به حیرتم که صبا قصه از کجا دانست

       ز چشم سایه خدا را قدم دریغ مدار

                                     که خاک راه تو را عین توتیا دانست


برچسب‌ها: شعر, هوشنگ ابتهاج, سایه, خلوت دل, محمدصادق مقدس

تاريخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392 | 23:44 | نویسنده : sadegh moghadas |

از زمزمه دلتنگيم ، از همهمه بيزاريم

نه طاقت خاموشی ، نه ميل سخن داريم

آوار پريشانی‌ست ، رو سوی چه بگريزيم؟

هنگامه حيرانی‌ست ، خود را به که بسپاريم؟

تشويش هزار «آيا» ، وسواس هزار «اما»

کوريم و نمی‌بينيم ، ورنه همه بيماريم

دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست

امروز که صف در صف خشکيده و بی‌باريم

دردا که هدر داديم آن ذات گرامی را

تيغيم و نمی‌بريم، ابريم و نمی‌باريم

ما خويش ندانستيم بيداريمان از خواب

گفتند که بيداريد؟ گفتيم که بيداريم

من راه تو را بسته ، تو راه مرا بسته

اميد رهايی نيست وقتی همه ديواريم


برچسب‌ها: شعر, حسین منزوی, از زمزمه دلتنگیم, خلوت دل, مقدس

تاريخ : شنبه سوم اسفند 1392 | 23:52 | نویسنده : sadegh moghadas |


در سایه ی این سقف ترک خورده نشستیم

بی حوصله و خسته و افسرده نشستیم
خاموش چو فانوس که در خویش خمیده است
پیچیده به خود با تن تا خورده نشستیم
یک بار به پرواز پری باز نکردیم
سر زیر پر خویش فرو برده نشستیم
بر سنگ مزار دل خود مرثیه خواندیم
یک عمر به بالین دل مرده نشستیم
بر گرده ی ما خاطره ی خنجر یاران
با جنگلی از خاطره بر گرده نشستیم
آیینه هم از دیده ی تردید مرا دید
با سایه ی خود نیز دل آزرده نشستیم
برخاست صدا از درو دیوار ولی ما
با این همه فریاد فرو خورده نشستیم


برچسب‌ها: جنگل خاطره, قیصر امین پور, خلوت دل, محمدصادق مقدس

تاريخ : چهارشنبه سی ام بهمن 1392 | 16:51 | نویسنده : sadegh moghadas |

انقلاب

آنچه در پی می آید قرار بود کامنتی باشد بر پست اخیر رسانه بهار که بدلیل مطول شدن آن تصمیم گرفتم تا در قالب پستی جدید در وبلاگ خودم که مدتی هم از آن غافل بودم ، تقدیم دوستان نمایم

      ادامه مطلب را مطالعه فرمائید


برچسب‌ها: انقلاب, دموکراسی, مردم سالاری, خلوت دل, مقدس

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1392 | 13:49 | نویسنده : sadegh moghadas |

     مهندس فلکی راه دیر شش جهتی             چنان ببست که ره نیست زیر دیر مغاک

 


میگویند چرا سکوت کرده ای چرا نیستی چرا در خود فرو رفته ای چرا در مجامع و جلسات شرکت نمی کنی

نمی دانم چه بگویم ،نمی توانم توضیح دهم ، نمی دانم چگونه بیان کنم

گاهی احساس میکنم روزگار مرا به عنوان سیبل انتخاب کرده تا آماج تیرهای خود قرار دهد

از زمین و آسمان برایم میبارد

تا ذهن خود را معطوف مشکلی میکنم  مساله دیگری سر بر می آورد ، سرگرم دومی نشده ، سومی و چهارمی  خود نمایی میکنند و...  این قصه سر دراز دارد

پیشترها ، در مقاطع اینچنینی ، یا منفعلانه عمل می کردم و یا آنقدر خود را درگیر مسائل میکردم که تمام انرژی و توانم را از دست داده و خستگی و افسردگی مفرط تنها حاصل برایم بود

اما الان همچون زلزله زده ای که گوشه ای را گزیده تا لرزه ها و پس لرزه ها متوقف شده، آنگاه به بازیابی خود می پردازد

من نیز صبر پیشه نموده و حتی الامکان از مواجهه و نبرد تن به تن با مشاکل احتراز کرده تا برخی را گذشت زمان مرتفع و ما بقی را با انتخاب بهترین راه ممکن (البته به زعم خودم) به سر انجام برسانم

اما اینبار این عزلت گزینی با حلاوت وشیرینی خاصی توأم بود ، چرا که بر خلاف انتظار دوستان نادیده ای جویای علت عدم حضورم  شدند که از بودنم هیچ منفعتی برایشان متصور نیست و این لذت بخش است که میبینی در این دنیای سود جویان ، هنوز هستند کسانی که صرف نبودت برایشان ایجاد سوال میکند ، ملاک و معیار سلام شان اتومبیلت نیست ، محتویات سفره ات نیست و ...

در اینجا بر خود فرض میدانم که در ابتدا از دوستی که مرا به این دنیای مجازی واقعی تر از واقع فرا خواند تشکر و آرزوی سلامتی در هر کجا هست برایش نمایم

و نیز سپاس ویژه از دوستانی که دنیای ملوث به بدبینی و نومیدیم را با حضور گرم و صمیمیشان تغییر و آنرا زیبا گرداندند

و تشکر خاص از عزیزانی که در روزهای اخیر با نشان و بی نشان جویای حالم بودند داشته باشم

ایام تان به کام

عزتتان مستدام 

دوستیتان پر دوام


برچسب‌ها: رفاقت, صمیمیت, دوستی, مقدس, خلوت دل

تاريخ : پنجشنبه دهم بهمن 1392 | 23:17 | نویسنده : sadegh moghadas |



اُف بر دنیا


برچسب‌ها: دنیا, خلوت دل, محمد صادق مقدس

تاريخ : سه شنبه یکم بهمن 1392 | 23:13 | نویسنده : sadegh moghadas |

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی

نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی

نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی

    نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی

نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی

 ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی

به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی

به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی

کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان

نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی

گهی افتان و خیزان چون غباری دربیابانی

گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی

رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها

      باقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی


برچسب‌ها: رهی معیری, غباری در بیابانی, محمد صادق مقدس, خلوت دل

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم دی 1392 | 17:43 | نویسنده : sadegh moghadas |
تاريخ : شنبه بیست و یکم دی 1392 | 12:47 | نویسنده : sadegh moghadas |


این مطلب نقل قولی تکان دهنده و تامل برانگیز از یکی از دوستان است:

 

به ادامه مطلب مراجعه فرمائید


برچسب‌ها: فاعتبروا یا اولوا الابصار, پیش داوری, نماز بی وضو, خلوت دل, مقدس

ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1392 | 22:20 | نویسنده : sadegh moghadas |

               

از علامه غلامحسین ابراهیمی دینانی

 

گفتم : خسته ام
گفتی : لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ - از رحمت خدا نا امید نشوید (زمر/53)

گفتم : هیچکس نمی داند تو دلم چی میگذره
گفتی : إن اللَّه یَحولُ بَیْنَ المَرءِ وَ قَلبِه
- خدا حائل است بین انسان و قلبش (انفال/24)

گفتم : غیر از تو کسی را ندارم
گفتی : نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
- ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/16)

گفتم: ولی انگار اصلا" منو فراموش کردی
گفتی : فاذکرونی اذکرکم - مرا یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی : وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا - تو چه میدانی شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63)

گفتم : تو بزرگی و نزدیکیت برای منِ کوچک خیلی دوره,تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللّهُ
- کارهائی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس / ۱۰۹)

گفتم: خیلی خونسردی , تو خدائی و صبور, من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچک ....یه اشاره کنی تمومه
گفتی: عَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ - شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشد (بقره/216 )

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل ... اصلا " چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم- خدا نسبت به همه مردم مهربون است (بقره/143)

گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا، مردم به چه دل خوش کرده اند ، باید به فضل و رحمت خدا شاد بود

گفتم: اصلا" بی خیال توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین - خدا آنهایی را که توکل میکنند دوست دارد (آل عمران/159)

گفتم:خیلی دوستت دارم. 
ولی اینبار انگار گفتی :
حواست را خوب جمع کن. یادت باشد که : وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ -
بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت میکنند.اگر خیری به آنها برسد , امنیت و آرامش پیدا می کنند و اگر به بلایی گرفتار شوند تا امتحان شوند , رو گردان میشوند (حج/11)

 


برچسب‌ها: سخن هدایت, قرآن, علامه غلامحسین دینانی, خلوت دل, مقدس

تاريخ : سه شنبه هفدهم دی 1392 | 23:33 | نویسنده : sadegh moghadas |


یکی از چیزهایی که امروزه بیش از همیشه مردم درپی یافتن آنند و بابت آن وقت و هزینه صرف میکنند ، شادی است

و اتفاقا حصول آن سخت تر از هر زمان دیگری شده است

اینجا میخواهیم اجمالاً راه های دستیابی به آن و موانع آنرا  شناسائی و ارزیابی نمائیم .

 اساسا شادمانی  با روان آدمی ارتباط مستقیم دارد و به عبارتی سنگ بنای شادی ، روح و روان آسوده است

پس بدین منظور عوامل وصول به آرامش روحی را می کاویم :

اصولا دستورات اخلاقی که مورد قبول همه جوامع بشری بوده و هست (خواه بدان عمل شده باشد یا نشده باشد)

تضمین کننده امنیت روانی انسانهاست . ولی متاسفانه با غفلت از شاه کلید شادمانی ، در بیراهه هایی که نوعا به نا کجا آباد سوقمان میدهد بدنبال آسایش میگردیم . مثل مواد مخدر و محرک ، مشروبات الکلی ، میهمانیهای آنچنانی و ...

برخی از عوامل موثر در وجود یا عدم وجود شادی عبارتند از :

1-    دروغ

فرد دروغگو مدام در اندیشه مراقبت از فاش نشدن دروغ خویش ، راحتِ خود را به گرو گذارده است و بالعکس انسان صادق فارق البال ، از هر دری با هر کسی میگوید بدون نگرانی از چیزی

2-    خیانت

شخص خائن نیز دائما نگران از خیانت انجام داده از هر نوعش اعم از مالی ، ناموسی و یا ... آرام و قرار خویش بر باد داده  .حال آنکه شخص  امین نه تنها نگران نیست که سر بلند از کرده خویش است

و همینگونه است اعمال و افعالی چون تهمت ، سرقت ، زیاده خواهی و ... که ارتکاب بدانها امنیت خاطر از مرتکبش سلب مینماید .

و فقدان آرامش روحی ، مآلاً مانع شاد بودن و شاد زیستن میگردد و متاسفانه بسیاری از ما به جای درمان درد و پرداختن به پالایش روحی و زدودن رذائل از وجود خویش به مسکن هایی پناه میبریم که خود ،نا هنجاریهای دیگری را سبب میشوند مانند مواد مخدر و  ... که پیشتر ذکرش رفت

اگر کمی ژرفتر به زندگی بنگریم و به مفهوم آسایش و شادی بیشتر دقت نمائیم  ، در می یابیم که این معانی خیلی دور از دسترس نیست . فقط کافی است که بدانیم :

« ما نمی توانیم همیشه بهترین هر چیزی را داشته باشیم ولی میتوانیم بهترین بهره را از آنچه داریم ببریم »


برچسب‌ها: شادی, آرامش خاطر, دستورات اخلاقی, خلوت دل, مقدس

تاريخ : یکشنبه پانزدهم دی 1392 | 19:51 | نویسنده : sadegh moghadas |

وقتی ذهن شلوغ و مشوش میشود ،( حالتی که بر من عارض شده است)

تمرکز غریب ترین واژه ایست که در این هنگام  میتوان از آن نام برد

و نیز سخت ترین کاری که از شخص آشفته فکر میتوان انتظار داشت

کاری که در این روزها من نیز قادر بانجامش نیستم

و نگارش از آن جمله افعالی است که بیشترین نیاز را به تمرکز دارد

باری از باب عرض سلام خدمت دوستان بر خود فرض دانستم تا هرچند کوتاه ، سطوری را به رشته تحریر در آورم

از این فرصت استفاده کرده و چند نکته را نیز بیان نمایم

1-    وبلاگ ، مأمن و ملجأ خوبی برای رهائی از تنهائی و تشتت خاطر است

2-    فهمیدن بزرگترین آفت جان است

3-    سیاست منهای منش علی(ع) یعنی رذالت

4-    دوستان وبلاگی یاران خوبی هستند


برچسب‌ها: اشتغالات ذهنی, دوستان وبلاگی, منش علی, ع, خلوت دل

تاريخ : پنجشنبه دوازدهم دی 1392 | 23:27 | نویسنده : sadegh moghadas |