شب یلدا
چندی است قصد نوشتن دارم اما دل و دماغی نیست و هر گاه هم که عزم جزم میکنم ، اوضاع سیاسی جامعه و رفتار برخی از سیاسیون ذهنم را به خود مشغول ، و از نوشتن در موار دیگر بازم میدارد .
از طرفی دوستانی از بازدید کنندگان نظرشان بر آن بود که فضای بلاگ را سیاسی نکنم .
و از دیگر سو اوضاع مذکور خاموش ماندن را دشوار میسازد . چرا که احساس میکنم خاموشی ، توهم عدم درک و یا رضایت ملت از فضای امنیتی را برای انحصار طلبانی چون اصحاب کیهان ایجاد میکند .
اما فعلا بدینجا بسنده کرده و موضوع داغ محافل در اینروز ها ، یعنی شب یلدا را مرور کنیم.
آیا تاکنون با خود اندیشیده ایم که مناسبتهای اینچنینی که در فرهنگ ما از دیر باز رسوخ کرده چگونه توانسته است طی قرون متمادی ، علیرغم فراز و فرودهای عقیدتی وفرهنگی و سیاسی جایگاه خود را حفظ کند .
به گمان من عامل تأثیر گذار در ماندگاری این آداب و سنن ، پشتوانه اخلاقی و انسانی آنست و پیام مشترک همه این مناسبتها گرد هم آیی و با خبر شدن از حال یکدیگر است .
بدین معنا که مثلاً از آداب شب یلدا آنست که همه در منزل بزرگ خانواده گرد هم آمده و علاوه بر آنکه ساعاتی را به فرح و شادمانی میگذرانند از فواید دیگر آن بهره گیرند که از آن جمله است :
- احترام به بزرگترها و جویا شدن احوالات ایشان و طبعا روحیه گرفتنشان (بجای سپردنشان به سالمندان و ...)
- آیین قصه گویی توسط بزرگ خانواده ( پند و اندرزهای حکیمانه در غالب قصه) به جای غیبت و ...
- تبادل اطلاعات خانواده و رفع و رجوع مشکلات احتمالی هریک از ایشان ، در حریم خانواده
- همه این موارد و بیشتر، آموزش و درس زندگی است برای کوچکترها (نسل سوم) در مدرسه ای بنام عشق
ولی مع الاسف میبنیم تمام آموزه های اخلاقی این آداب ، تحت الشعاع تشریفات آن قرار گرفته که : مثلا هندووانه این شب چنین باشد یا انارش چنان .
بگذریم که حضور میوه های این شب نیز فلسفه خاص خودش را دارد .
بیائیم با رجوع به مفاهیم و رهانیدن خود از قید و بندهای ظاهر بینانه ، اضافه بر باز گرداندن آرامش به خود ، در سازمان دادن و سامان دادن روحی و روانی نسل آینده بکوشیم .
امید که چنان شود
سلام