کدام یک با علی (ع) قرابت بیشتری دارند ؟ زمامداران جمهوری اسلامی یا... ؟

        تصویر خوزه موخیکا رئیس جمهور سابق اروگوئه

فقیرترین رئیس جمهور جهان که ماهیانه 90% از حقوق خود را می بخشد

در حالی که بسیاری از رهبران کشورهای جهان از فاش کردن حقوق ماهیانه خود ،

خودداری می کنند ، خوزه موخیکا رئیس جمهور سابق اروگوئه نه تنها مبلغ دستمزد خود

را فاش کرد بلکه اعلام کرد ماهیانه 90 درصد از دستمزد خود را به موسسه های

خیریه ، اهدا می کند.

وی به همین دلیل لقب فقیرترین و در عین حال بخشنده ترین رئيس جمهور جهان گرفت.

به گزارش روزنامه اماراتی البیان خوزه موخیکا که اکنون 76 سال سن دارد با همسر

خود لوسیا توپولانسكی که عضو سابق مجلس سنای این کشور بود از سال 2010 در

یک روستا زندگی می کند.

لوسیا نیز مانند همسرش خوزه موخیکا 90 درصد حقوق ماهیانه خود را از طریق

موسسه های خیریه به محرومان و نیازمندان اهدا می کند.

خوزه در مصاحبه با روزنامه "ال موندو" اعلام کرد حقوق ماهیانه او 12 هزار و

پانصد دلار است که 11 هزار و دویست و پنجاه دولار آن را اهدا می کند و تنها با

هزار و دویست و پنجاه دلار زندگی خود را می گذراند.

به گفته روزنامه "ال موندو" گرانترین چیزی که خوزه در اختیار دارد خودروی فولکس

واگن مدل بیتل است که قیمت آن در بازار آن کشور تنها 1945 دلار است.

رئیس جمهور سابق اروگوئه می گوید مبلغی که برای او باقی می ماند برای یک زندگی

مناسب و شرافتمندانه کافی است بویژه اینکه تعداد زیادی از مردم کشورم با دستمزدی

کمتراز این زندگی می کنند.

در همین حال "یاهونیوز" در گزارشی از خوزه به عنوان فقیرترین و در عین حال

بخشنده ترین رئیس جمهور جهان یاد کرده است.

در گزارش یاهونیوز آمده است خوزه بدهی بانکی ندارد و از زندگی خود لذت می برد.

او پیش از پایان دوره ریاست جمهوریش گفته بود ، آرزو می کند که کشورش در صلح و

آرامش بسر ببرد. وی گفته بود با پایان دوره ریاست جمهوریش به روستا خواهد رفت و

با همسرش در آنجا زندگی آرامی ار خواهد گذراند.

خوزه می گوید:" بهترین الگو برای یک رهبر نمونه این است که اول خود به انجام

امور خیریه مبادرت کند تا دیگران با مشاهده او عملی کردن آن کار خیر را آسان

بیابند."

گفتنی است که سازمان شفافیت بین المللی وابسته به سازمان ملل در گزارش خود در

مورد فساد اداری در آمریکای لاتین نوشته بود که کشور اروگوئه در دوران خوزه به

پایین ترین سطح فساد اداری و مالی در تاریخ خود رسیده بود.

شعر - آتش دل - رهی معیری

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

بی تو ای آرام جان، یا ساختم یا سوختم

پای تا سر ناز من، ای شمع بزم افروز غیر

بی تو چون شمع سحرگاهی، سراپا سوختم

آتشم بر جان و بر لب خنده بود از شرم غیر

بی تو ای گل، گاه پنهان، گاه پیدا سوختم

سرد مهری بین که کس بر آتشم آبی نزد

گرچه همچون شمع از گرمی به هرجا سوختم

دیگران از آتش سوزان گریزانند و من

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

سوختم اما نه چون شمع طرب دربین جمع

لاله ام، کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم

سوختم از آتش دل در میان موج اشک

شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم

شمع و گل هم هرکدام از شعله ای در آتشند

در میان پاکبازان، من نه تنها سوختم

جان پاک من "رهی" خورشید عالمتاب بود

رفتم و از ماتم خود، عالمی را سوختم

تلاش برای اصلاح

 

   

 

عید مبارک

 

به نام خدا

مدعیان فهم سیاسی ، دلواپسان جیب خود و آخرت مردم و همه خوانندگان عزیز

بیائیم قدری فراتر از پیش پای خود را ببینیم ، اگر خودمان دارای بینش و فرا نگری

لازم نیستیم ، اگر دارای روابط تاثیر گذار نیستیم ، اگر باور داریم که نیاز به ریشه داریم

و ریشه ما وطن ماست

عقده ها و نخوتها و کینه ها را کنار بگذاریم و کار را به کاردان بسپاریم تا بیش از این

آسیب به ملت و مملکت خود نزنیم و سایر ملل و ممالک را نیز از گزند وحوش مصون

داریم .

چند سالی است که عده ای منفعت طلب و تعدادی نادان و شاید برخی از افراد مغرض یا

مامور تمام وجهه همت خود را در جهت تخریب و حذف شخصیتی بزرگ ، سیاستمداری

با کیاست ، کیض و وجیه المله با سابقه ای درخشان یعنی جناب آقای هاشمی رفسنجانی

بکار گرفته اند و این خبط و خطای بزرگ بخصوص پس از ظهور پدیده نامیمون احمدی

نژاد  شدت گرفت .  

و متاسفانه بعضی از مردم ناآگاه تحت تاثیر مغرضان با آنان همصدا گردیدند و خسارات

فراوانی به منافع ملی وارد آوردند.

یکی از ویژگی هایی که آیت الله هاشمی داراست روابط حسنه با سیاسیون و رهبران دنیا

و خصوصا ملک عبداله است

که البته این امتیاز ، توسط مغرضان و نادانان ، به بهانه ای و چماقی برای تخریب

شخصیت ایشان بدل گردید.

اما غرض نگارنده از پرداختن به این موضوع توجه بیشتر مخاطبان به عوارض سنگین

برخوردهای ناصواب با شخصیتهای ملی و تاثیر گذار در عرصه ملی و بین المللی است

و حمله گروه داعش به عراق ، بهانه ای برای آن .

از مدتها پیش برخی از دولتمردان و دلسوزان بر ضرورت تسریع و تجدید روابط آقای

هاشمی با ملک عبداله اصرار میورزیدند

و علت آن هم ظهور و بروز و قدرت گرفتن غده های سرطانی چون داعش و النصره

و...  و لزوم کنترل آنها از خاستگاه شان (عربستان سعودی) بود .

اما بیماران و دهان گشادانی که شعورشان شکمشان است و اگر خوشبینانه به آنان بنگریم

تنها مصلحتشان جیبشان ، چنان ناجوانمردانه هر دهانی را که به صحبت در این

خصوص باز میشد خرد میکردند که حتی وزیر خارجه ما ،  دعوت همتای سعودی خود

را رد کرد .

هر چه شکاف بین دو دولت ایران و عربستان بیشتر شود ، کمیت و کیفیت گروه های

تکفیری تقویت  و حوزه فعالیتشان گسترده تر میگردد .

لذا بنظر میرسد عقلای قوم باید از جناب هاشمی بخواهند تا هرچه سریعتر و تا ملک

عبداله زنده است نسبت به احیا روابط فیما بین و جراحی دمل چرکین وهابیت از پیکره

اسلام اقدام نمایند تا بیش از این شاهد زایش و توحش فرق و گروه های تروریستی به نام

ترویج اسلام نباشیم

به امید آن روز

محمد مقدس

سالگرد دوست

             

پریروز یکمین سالگرد ارتحال مرحوم آیةالله طاهری بود

مراسم در گلستان شهدا اصفهان برگزار شد . بنده هم توفیق شامل حالم شد تا علاوه بر

شرکت در مراسم فوق الذکر تجدید خاطره ای با دوستان شهید کنم .

علاوه بر آن تجدید دیداری با تعدادی از دوستانی که کمتر فرصت ملاقات یکدیگر را

پیدا میکنیم ،داشتم

مرحوم ایشان افزون بر نقشی که در شاکله سیاسی کشور داشتند ، در زمان جنگ وقت

زیادی را در جبهه ها با رزمندگان میگذراندند .

( خاطرات زیادی از ایشان در آن ایام دارم )

در این سالهای اخیر هم یکی از پشتوانه های اصلی اصلاحات در کشور بودند .

خدایش بیامرزاد

 توفیق داشتم این سالهای آخر هر از گاهی به عیادتشان میرفتم

 

مزار آیت الل طاهری همراه با حجةالاسلام محمد حسن طاهری فرزند آن مرحوم 

تشکر و عذر خواهی

بسمه تعالی

هیچ شده از حجم زیاد حرفهای تلمبار شده در دلتان در حال انفجار باشید

انسان دست و پا بسته ی لالی را در در نظر بگیرید که عقربی بر بدنش در حال حرکت

است ولی زبان و توان گفتن و فریاد زدنش نیست

یا بیماری درد ناکی از درون بشدت او را می آزارد ولی قادر به بیانش نیست

این حال من است و دلیل غیبت این مدتم

میگویید تو که زبان داری . آری ولی زبان گشودن هنر هر کس نیست

و بنده از بی هنرانم

اصولا از خود گفتن برایم سخت است

موضوعات اجتماعی هم آنقدر آزار دهنده است که انسان را از پرداختن به موارد دیگر

باز میدارد ، ولی در این باب نوشتن دستانی توانا لازم دارد (که من از آن محرومم ).

تا اگر به سوژه ای پرداختیم از زوایای مختلف آن را مورد مداقه قرار دهیم که از مسیر

عدل و انصاف خارج نشویم

لذا سعیم بر ورود با  احتیاط به اینگونه موارد بوده و هست 

مدتی خود را در خلوت تنها گذاردم و علیرغم وساوس درونی تا این لحظه  به وبلاگم

مراجعه نکردم  تا قدر دوستانم و حضورشان را بیشتر بدانم .

لذا از آندسته از عزیزانی که با پیامهای خودشان ابراز لطف نموده اند و جویای حالم بوده

و بنده تا اکنون از آنبی اطلاع بودم و طبعا بی پاسخ مانده اند تشکر و عذر خواهی

میکنم .